شنتیا ربانی


☄ روز چهارم از ماه دوم سال پنجاه و یک شمسی، در دیار همیشه بهار _ مازندران (ساری) _ متولد شده ام.

در خانه ای که پدربزرگش، قرآن° حافظ و محتشم را زمزمه گر بود …
لیسانس ریاضیات هستم و دبیر رسمی دبیرستان های منطقه ی دوی تهران.
در نوزده سالگی اولین سروده هایم را در قالب غزل تجربه کردم. این شور جوانی، خیلی زود سرد شد. در بیست و دو سالگی خاموشی را بر بی قراری ترجیح دادم.
پاییز نودوسه، آتش زیر خاکسترم با نسیمی عقده گشا، شعله ور شد و در بهمن همان سال، عاشقانه های غزل _در خرمن آتش سینه_تولدی دوباره یافت….
خوشبخت خواهم بود؛ اگر این گرمای درون، تا نفس های آخرین، همراهم باشد.

ارادتمند دوستداران ادب پارسی