+

۲ دیدگاه

  1. سیمین سوخته

    on اسفند ۷, ۱۳۹۷ - پاسخ

    Avatar

    کاش می‌شد بود

    سیمرغ، تکه‌هایت را به مسلخ می‌برند
    می‌شود روزی دگر آن درگهت بی بال و پر

    گفته بودی دوستان در محشر این روزگار
    با تو اند، یک‌صدا کین روزگار، ناگفته یار

    بی‌خیالی حکمتی اندر دلی غالب شود
    کی به سهراب سپهرت خنده آن گل‌عذار

    دل به پرواز چموش قصه‌ها باید گزید
    بی‌سرو پایم نگه، بخشش از آن کردگار

    هر چه از گرد زمین بخت سیه ما می‌کشیم
    بند صد باره به پای مویه این بخت زار

    بس، هرچه شبان در خفتنم خوابیده‌ای
    کور شد چشمم دگر با خاطرت ای روزگار

    لحظه‌ای، آنی دمی رحمی نکردی بر رخم
    من که باشم تلخی تلخک سرت دیوانه وار؟

    • بیتا نباتی

      on خرداد ۲۵, ۱۳۹۸ - پاسخ

      بیتا نباتی

      ⚘ سپاس مهربانو
      خوشحال می‌شویم اگر نام شاعر را هم در ذیل اشعار درج بفرمائید.
      حتی اگر شعر از سروده‌های خود شما نیز است به جهت احقاق حق مولف با ذکر نام ارسال نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید